Happy Children’s Day to all the world’s children
روز جهانی کودک بر تمامی کودکان جهان مبارک باد Happy Children’s Day to all the world’s children روز 16 مهر برابر با 8 اکتبر روز جهانی کودک نام دارد. کودکی غنچه ای از رود صداقت به صفای آب است کودکی صفحه ای از عشق و محبت به شکوه ماه است کودکی سلسله ی اشک به دنبال سرشت است کودکی لاله ی سرخ است به باغ امید ١٩ماهگیت مبااارک عشقم...... ای همه ی دنیای من روزت مبارک سلام پسر دردونه ی من این روز قشنگ رو به تو و تمام دوستای کوچولوت تبریک می گم عزیزم و براتون آرزوی سلامتی و شادی می کنم &...
نویسنده :
♥مامان فاطمه♥
12:42
زنبور کوچولوی من...
وااااااااای که چه زود دیر شد امروز وقتی اومدم تا یه پست جدید بذارم و همون موقع وقتی به تاریخ آخرین پستم نگاه کردم فهمیدم 10روز ازش گذشته و این واقعا بعید بود..... آخه تو این چند روز هر کاری می کردم فرصت پیش نمی اومد خدائیش نمی دونم چرا!!! حالا بگذریم بهتره بریم سراغ عکس ها : این عکس بابائی و زنبور کوچولوی منه به نظر شما شبیهه منه یا باباش؟!!آخه هر کی یه چیزی میگه ما که نفهمیدیم................... شروع یه صبح خوب اینجوریه که میری حموم رنگ بازی و بعد یه حموم داغ و بعدشم حسااااابی خوش تیپ می کنی اینجا هم داری خودت رو برام لوووووس می کنی (چون می دونی برات ضعف می کنم) این عکسابیانگر فعالیت های ...
نویسنده :
♥مامان فاطمه♥
23:32
تولد امیر محمد در 18ماهگی بهراد
سلام به دردونه ی مامانی که یه دنیاااااااااااااااااااا دوسش دارم دیشب تولد امیر محمد (پسر عمه ی بابائی )بود و همین طور که می بینی حساااابی خوش تیپ کردی و رفتی اونجا و همه هم کلی قربون صدقت رفتن و تا آخر شب براشون با شیرین کاری هات دلبری می کردی عزیییییییییییییییییز دلم ولی اینم باید بگم که ٢روزه که سرما خوردی و آبریزش شدید همراه با سرفه های خفیف داری که امیدوارم زود تر خوب شی عشق مامان و بازم میریم سراغ دیشب . چند روز یاد گرفتی وقتی بهت می گیم : من :عسل مامان کیه کیه؟ بهراد:من من من من من:جیگر مامان کیه کیه؟ بهراد:من من من من من:یکی یه دونه کیه کیه؟ بهرادمن من من من وااااااااااااااااااااااای که با او...
نویسنده :
♥مامان فاطمه♥
10:43
سفرنامه ی تهران و کرج در 18ماهگی
ما اومدییییییییییییییییییییییییییییم این چند رو یه مسافرت کوتاه بود به تهران و کرج خونه ی خاله های مامانی قضیه از این قرار بود که سه شنبه من و بابائی و پسر کوچولومون حرکت کردیم به سمت تهران خونه ی خاله شیرین (خاله ی مامانی )چون همه اونجا جمع بودن و فقط ما کم بودیم که بهشون پیوستیم و ١روز اونجا بودیم و بعد به اتفاق دسته جمعی به سمت کرج ویلای خاله مریم اینا(خاله ی مامانی)حرکت کردیم که البته تو جاده چالوس ١٥ کیلومتری کرج رفتیم واااااااااااای جاتون خالی که حساااابی خوش گذشت و این ٣روز به اندازه ی ٣٠ روز بهمون خوش گذشت هم به وروجک من : اینجا هم خوشگل من یه دوچرخه اندازه ی خودش پیدا کرد و داره دوچرخه سواری می کنه جالب اینجا بود که...
نویسنده :
♥مامان فاطمه♥
12:26
وروجک 18ماهه ی من
بازم اومدم برای ثبت یه روز دیگه و یه خرابکاری دیگه امروز صبح برات تخم مرغ با کره نیمرو کردم و برات آوردم و نوش جان کردی اما آخرای صبحونت بود که مامانی مژگان زنگ زد و داشت باهام حرف می زد که دیدم بله با جفت دستات رفتی تو ظرف و بعدم والیدی به صورتت و داری مثلا صورت می شوری و حالا منم صدا می کنی که تشویقت کنم و اینجوری شد که زود تلفن رو قطع کردم مستقیم بردمت حموم تو هم که از خدات بود و رفتی تو استخر آب گرمت و حسااابی کیف کردی و منم برات آب میوه آوردم تا بیشتر کیف کنی بعد حمام هم عین یه دسته گل شدی سرحال سرحال صدام کردی که بیام تو اتاقت و باهات بازی کنم و بعد هم دوتایی با هم کلی بازی کردیم کلی چیز یادت دادم حلقه بازی ...
نویسنده :
♥مامان فاطمه♥
14:33








