بهراد منبهراد من، تا این لحظه: 14 سال و 6 ماه و 26 روز سن داره

♥بهراد بهترین هدیه ی خدا♥

کلی خبر....

ما اومدیم با کلی خبر: اول از همه رفتن بابا مجبد به حج که هم ما حسابی دلمون تنگ شده هم اون که هر بار زنگ می زنه می گه که چرا عکس های جدید پسرم رو نمی زارید تا ببینیم و دلیل گذاشتن این پست هم بابا مجید که خوشا به سعادتش که چنین جائیه... و دوم این که مامان اختر هم رفته پابوس امام رضا که اونم برات حسابی دل تنگی می کنه از دل تنگی زیاد عکست که رو صفحه موبایلش هست رو همش می بوسه ایشاالله به زودی زود بیاید پیشمون و مارو از دل تنگی در بیارید و خوش به حال آقا بهراد که کلی سوغاتی توی راه داره و دیگه این که تو این مدت که نبودیم جشن پایان دوره ی ابتدائی خاله نفیسه رو داشتیم که برای شام دعوت شدیم و رفتیم و اونجا کلی دختر دورت رو گرفتم و شمام کلی...
6 تير 1392

پیاده روی 3نفره...

سلام قشنگ مامان امروز من و شما و بابائی ٣تائی رفتیم پیاده روی و کلی خوش گذروندیم هوا انقدر این روزا عالیه که آدم حیفش میاد که نره بیرون . همیشه به بابائی میگم که خیلی عالیه که ما چنین جائی زندگی می کنیم و خیلی خوبه که انقدر طبیعت بهمون نزدیکه و ما قدرش رو نمی دونیم خلاصه این که از اول که رفتیم بیرون شما محو دیدن اطرافت شدی و هر چی که می دیدی می گفتی:" بابا چیه؟" بابا برات توضیح می داد و باز ٢ثانیه بعد: بابا ؟ جونم بابا چیه؟ قربون اون چیه گفتن هات برم من مااااااااااااااادر ....... اینم عکس های قشنگترین پسر دنیا و قشنگترین شهر دنیا:   ...
29 خرداد 1392

فعالیت های 15 ماهگی بهراد من...

  سلام به یکس یه دونه ی خودم که این روزا همش دلش می خواد باهاش بازی کنم و تمام هواسم به اون باشه چند روز پیش با هم رفتیم دوره ی بچه های دانشگاه که این دفعه هم نوبت خاله پگاه بود و هم اینکه تولدش بود و همه ی ما رو ناهار دعوت کرده بود و خلاصه اینکه دور هم بودیم و مثل هر ماه کلی خوش گذروندیم این دفعه خاله الناز هم بهمون اضافه شده و قراره دفعه دیگه بریم خونه ی خاله الناز شما هم با آقا کیان 2تا مرد مجلسید که قراره در آینده که کیان جوووون بزرگ تر شد با هم دیگه بترکونید مامان جووووون و حالا فعالیت های این ماه که زیباترین قسمت پست امروزمونه : عاشق بازی کردن با آی پدی و لحظه ای نیست که ما بخوایم 2دقیقه بریم نت و تو برای اون گریه نکنی تا می...
27 خرداد 1392

جشن عقد خاله آزاده

سه شنبه جشن عقد خاله آزاده بود و حسابی سرمون شلوغ بود انقدر شلوغ بود که نتونستم درست و حسابی ازت عکس بگیرم ولی تو مجلس یه نفر تک بود که اونم تو بودی و حسابی دلبری کردی با اون تیپت وروجک من البته بیشترش تو قسمت مردونه بودی و بعد هم که اومدی بالا از صدای آهنگ می ترسیدی کلی اون مروارید های قشنگت رو حروم کردی عشق مامان ..... ...
23 خرداد 1392

بازی وبلاگی

سلام به دوست خوبم نسترن جوووون که منو قابل دونست به این بازی دعوت کرد اینم جواب های ...من   بفرمائید ادامه ی مطلب: ۱-بزرگترین ترس توی زندگی چیه؟؟؟ گرفتن خوشبختی ازمون  2 . اگه 24 ساعت نامرئی بشی چیکار میکنی؟؟؟ بالای سر پسرم می مونم و هر جا بره باهاش میرم و مواظبش می مونم 3-اگه غول چراغ جادو توانایی برآورده کردن 5 الی 12حرفت رو داشته باشه آن چیست؟ سلامتی و آرامش 4_از میان اسب پلنگ و عقاب کدام را دوست داری؟ اسب "اونم به خاطر نجابتش" 5_کارتون مورد علاقه کودکیت چیست؟ حنا دختری در مزرعه 6_درپختن چه غذایی مهارت نداری؟ گفتن نداره .می ترسم حالا ریا شه .ولی کلا غذایی نبوده که بخوا...
23 خرداد 1392