بهراد منبهراد من، تا این لحظه: 14 سال و 6 ماه و 26 روز سن داره

♥بهراد بهترین هدیه ی خدا♥

رای گیری مسابقه شماره 2

سلام به دوست جونای خودم   رای گیری شنبه شروع میشه یادتون نره ها آخه مامانم نیست که واسم تبلیغات ک نه اگه میشه به دوستای خودتون بگید فقط کافیه برید به این آدرس : http://koodakeman91.niniweblog.com/cat44.php و تو قسمت نظرات بنویسید شماره ۱۶ بهراد انشاالله وقتی بر می گردم شما این خبر خوش رو به من هدیه میدید ...
27 مرداد 1391

بدون عنوان

دوستای خوبم ما امروز واسه ۵ روز داریم میریم مسافرت اگه اینترنت تو دسترس باشه تو این روزا براتون گزارش سفرم رو میفرستم اگه که نه دلم براتون خیلی تنگ میشه... ...
27 مرداد 1391

اولین به به بهراد

امروز برای اولین بار برای وروجک کوچولوی خودم به به درست کردم آخه پسرم دیگه واسه خودش مردی شده و مثل مامان و بابا میتونه غذا بخوره البته هنوز منوی غذاش محدوده اما به هر حال همه از یه جائی شروع می کنن دیگه....... خلاصه اینو بگم که مامان و بابا بیشتر ذوق داشتن تا شما عزیزم.  مامان امروز برای شما پوره ی سیب درست کرد با آب برنج ..... حالا می ریم پائین تا بقیه ماجرا رو با عکس تماشا کنیم: اینم غذای پسر ورورجکم پستونکم جزو منوی امروز بود: اینجا پسرم آماده برای میل کردن داره با تعجب منو نیگا میکنه "یعنی میگه مامان اینا مال منه؟؟؟": وااااااااااااااااای عشق مامان و ببین داره چه طوری میخوره عزیز مامانی قربونت بشم...
25 مرداد 1391

شرکت در مسابقه: "کودک خواب آلود"

بهراد من تو این عکس ۳ماهشه و لا لا داره و داره خمیازه میکشه ............. خمیازتم قشنگه عشق مامان..... رای گیری مثل قبل از روز شنبه خاله جووووونااااااااااااااااااااا یادتون نره هاااااااااااااااااا!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! من فقط با رای های شماست که میتونم برنده شم اگه می خواید به من رای بدید برید به آدرس زیر: http://koodakeman91.niniweblog.com/cat44.php ...
23 مرداد 1391

اولین سالی که بهراد در مهمانی خدا شرکت کرد

امسال به لطف خدای بزرگ تو اولین سالیست که در کنار ما هستی و در ضیافت با شکوه خدا شرکت داریو من و بابائی از این بابت خدا رو شاکریم .....   البته سال قبل تو شکم مامان شاهد ای ضیافت بودی اما از نوع غیر حضوری..... هفته ی قبل یه مهمونی کوچولو دادیم یعنی مامان و بابای من و بابائی و عمو جونا و خاله جونا و خاله و مامان بزرگ بابا بزرگ های بابائی خیلی خوش گذشت همه اومدن خونمون تو هم به نحو احسن ازشون پذیرائی کردی البته به روش خودت.... اینم سفره ی افطار ما:   ...
22 مرداد 1391