بهراد منبهراد من، تا این لحظه: 14 سال و 6 ماه و 26 روز سن داره

♥بهراد بهترین هدیه ی خدا♥

اولین بار که تو اتاق خودت خوابیدی

امروز بعد از ظهر وقتی لالا داشتی بردمت تو اتاق خودت آخه تو عاشق اتاقتی و خیلی اتاقت رو دوست داری .. وقتی داری گریه می کنی میبرمت تو اتاقت و می زارمت رو تختت و موزیکال بالای تختت رو روشن می کنم سریع ساکت میشی و محو عروسک های در حال گردش میشی...   خوشحالم از اینکه سل یقه مامان و بابا رو تو انتخاب وسایلت قبول داشتی آخه اونی که باید خوشش بیاد تویی عزیز دلم........... همه ی اینا رو برای تو با کلی امید و آرزو خریدیم تا ازش لذت ببری گل مامان .... خلاصه اینکه امروز اولین باری بود که تو اتاق خودت لالا کردی اونم با آرامش تمام از ساعت ۱:۴۵ خوابیدی تا ساعت ۵:۰۰  اینم عکسای امروز: ...
21 مرداد 1391

عکسهای آش بارداری

این عکس ها مربوط به زمانیه که تو شیکم مامانی بودی اون موقع ۳ماهت بود ما هم برای اینکه این اتفاق بزرگ رو جشن بگیریم یه مراسم کوچولو تو باغ پدر جون گرفتیم   اینم از خوردنی هایی که خودم زحمتش رو کشیدم البته بجز آش که زحمتش با مامانی مژگان بود این بوسم مال مامانی مژگان که تو این ۹ ماه خیلییییی برامون زحمت کشید ...
18 مرداد 1391

برنده در مسابقه دو روی سکه

بااااااااااااازم مثل همیشه پسر من تو مسابقه برنده شد اینم عکسش در سایت کودک   جالب این بود که پسرک من در  چهارمین ماهگردش  برنده شد. ۵ماهگیت وبرنده شدنت مبارک عشق مامان........ دست همه ی دوستان درد نکنه که با رای های قشنگشون به ما کمک کردن                                                          ...
18 مرداد 1391

رای گیری شروع شددددددددددددددددددددددددد

دوستای من رای گیری شروع شداااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا   تورو خدا اگه می خواید رای بدید برید به این سایت http://www.koodakeman91.niniweblog.com/  به شماره ی ۵ بهراد من رای بدییییییییییید ...
14 مرداد 1391

پست 4ماهگی

                  این روزها به زیبائی میگذره با خنده های شیرینت با اداهای جدیدت که هر روز یکی جدیدش رو یاد می گیری و دل مامان بابا رو می بری و حسابی دلبری می کنی ....   عشق من این روز ها همش دوست داری با مامانی و بابائی صحبت کنی موقع حرف زدن از خودت یه صداهایی در می یاری و با لبات بازی می کنی و تکونش میدی انگار می خوای  ادای ماها رو در بیاری یه آب دهنی از دهنت راه می افته که نگو و نپرس تمام لباست رو خیس می کنی واسه همینم مامان برات پیشبند می بنده تا اذیت نشی قربونت بشم الهی.... دیگه اینکه عشق من دیگه کم کم داری کچل می...
12 مرداد 1391

مسابقه دو روی سکه(گریه و خنده)

وقتی کوچکی دستانی هستند که اشکهایت را پاک کنند  وقتی بزرگ می شوی باید دستی باشی که اشکی را پاک کنی و خنده ای بر لبی بنشانی و این چه زیباست ... (پس فرزندم بخند تا دنیا بروت بخنده)   خاله جونی ها به من رای میدید؟؟؟؟؟؟؟؟   اگه رای میدید برید به آدرس پایین و به شماره ی عکس من رای بدید   http://www.koodakeman91.niniweblog.com ...
11 مرداد 1391