بهراد منبهراد من، تا این لحظه: 14 سال و 6 ماه و 24 روز سن داره

♥بهراد بهترین هدیه ی خدا♥

بهراد در طهنه....

سلام به پسر نازم که تو تعطیلات حسااااابی ترکوند و کلی کیف کرد جوووووونم براتون بگه که بعد یه اسبابکشی غیر منتظره کلی کار دل و زدیم کوه دشت یعنی رفتیم ییلاق یعنی ویلای عمه جوووون های مامانی  که همه ی فامیل اونجا جمع بودیم و کلی خوش گذشت به هممون مخصوصا به آقا بهراد مامان اینم عکس های تعطیلات در روستای طهنه در فیروزکوه: ...
17 خرداد 1392

کودکانه های بهراد من

عزیزم عشقم کودکم فرزندم خوشحالم که تو را در کنارم دارم با هر لبخند تو خدا دنیا را به من هدیه می دهد و زیبا ترین لحظاتم در کنار تو بودن است و خوشحالم که تمام این لحظات را ثبت می کنم وبا هر بار خواندن آن ها تمامی آن لحظات برایم زنده می شود خدایا شکرت شکرت که چنین هدیهی بزرگی به من دادی خدایا به حق عظمتت به حق بزرگیت این نعمت بزرگت را از کسی سلب نکن که نداشتنش عذاب بزرگیست روز پیش رفتیم خونه ی آقا جون اینا و توهم که معلوم عاشق بازی کردن و تو حیاط دوئیدن ... خواستی آب بازی کنی که ای شیر ها رو بلد نبودی باز کنی اینم عکس های بازی کردن وروجک من که انقدر ذوق می کنه که حد نداره: ...
9 خرداد 1392

پدر.....

پدر عزیزتر از جانم   فرا رسیدن روز خوش یمن و مبارک پدر را تبریک میگویم و امیدوارم سایه مهر و محبت تو پیوسته بر سرم باشد و همیشه در پناه خداوند منان در کنار هم باشیم.   و تو ای همسر عزیزم   ای سربلند تر از هر فصل و ای باشکوه تر از هر ماه، تو را دوست دارم،تو را که زاده فصل سبز انتظاری.تویی که سلام و کلام و نگاهت همه بوی بهار میدهد و عشق هدیه میکند. زیبایی عشق، پاکی صداقت، اوج مهربانی و نهایت آرامش همه در کنار تو برایم معنی پیدا کرده است     عزیزم روزت مبارک   باباجووونم روزت مبارک   نگاهی به گوشه ای از لحظات با تو بودن:   ...
5 خرداد 1392

پسر خوش تیپ من

جمعه بابائی وقتی بیرون بود به من زنگ زد که حاضر شید میام دنبالتون که بریم خونه ی مامان اختر ما هم ۲تایی حاضر شدیم و اینم از پسر خوش تیپ من که حسابی تیپ زده بود:(بعدشم که اونجا رفتیم همه با دیدنت هلاااااااااک شدن)   . ۰۰۰۰۰۰۰۰۰     ...
23 ارديبهشت 1392

بهراد در 14 ماهگی

سلام به قشنگترینم این روزها هوا عالیه و شمال هم از همه جا قشنگتر برای همین هم بردیمت حیاط تا هم بازی کنی و هم مامانی عکاسی که انقدر وروجک شدی که نمیشه ازت یه عکس درست و حسابی گرفت اینجا هم تو حیاط مامانی مژگانیم و بعد کلی تلاش تونستم ازت این چند تا عکس رو بگیرم اونم با کلی مشقت.......     ...
22 ارديبهشت 1392

پایان 13ماهگی بهراد من....

سلام عزیز مامان امروز ١٣ماهگیت رو به پایان رسوندی و ١٤ماهگی رو به امید خدا شروع کردی و و روز به روز داری شیرین تر میشی ...... اینم عکس از پایان این ماه.... راستی مامانی من عاشقتم................................................... ١٤ماهگیت مبارک عشق مامان ...
17 ارديبهشت 1392

سالگرد عقد من و بابائی...

از خدا ممنونم برای همه چیز: برای این که با تو هستم و در کنار تو بهترین ها رو دارم برای این که به من فرشته ای داد که با او مادر بودن را احساس کردم و این زیباترین اتفاق زندگی من وقتی بود که خدا تو را به من داد و بعد آن لحظه ای بود که تو مرا مادر نامیدی..... دیشب سالگرد عقد من و بابائی بود و بازم اون منو سوپرایز کرد آخه من فراموش کرده بودم و اون دقیقا یادش بود صبح وقتی از بیرون اومد با گل وارد شد و بهم تبریک گفت و این خیلی برام با ارزش بود (ممنونم عزیزم برای همه چیز )   و دیگه اینکه امسال مصادف شد با روز مادر که امسال رو از سال های پیش قشنگ تر کرده بود  و غروب اون روز رو رفتیم بابل و کلی کادو خریدیم و ب...
12 ارديبهشت 1392